محمد حسن خان اعتماد السلطنه

297

چهل سال تاريخ ايران ( فارسى )

از اعيان رجال اين عهد به شمار مىرفت . زمانى به منصب توليت آستانهء مباركهء رضويه نيز شرف مأموريت داشت . شيخ محمد ششترى ساكن طهران در علوم رياضيه استادى مسلم بود و هم در فن حساب فرنگان و هيئت جديد از اساتيد محسوب مىگرديد . و كتابى تصنيف كرد مبسوط مشتمل بر قواعد استخراج و معرفت طول و عرض بلاد و انحراف قبله از زيج جديد فرنگ و مطالبى جليل از اين قبيل . اين شيخ در اين تاريخ كه سال چهلم شمسى است از جلوس همايون تخمينا پنج سال مىشود كه فوت شده در طهران . ميرزا عبد الصمد خامنجى استاد ادب است و حجت لغت عرب . شعر را با طبعى مستقيم و قريحه‌اى بس صحيح و سليم موزون مىسازد . فعلا در خامنه كه از قراى تبريز است سكنى دارد . حاج ميرزا حسين حكاكباشى منسوب استاد ماهر آقا محمد طاهر كه نامش همه‌جا مشهور است بوده ، اصلا از شيراز مىباشد . اما از چهل سال قبل از فوتش به آذربايجان هجرت گزيد . در خط نستعليق و تقليد و نقل و حكايت خطوط و حك خواتم و عمل نقارى و كتيبه‌نگارى و سجع مهر و طغراسازى و تركيب‌بندى يگانهء عصر و اعجوبهء دهر بود . مهر مهر آثار اعليحضرت اقدس شهريار معدلتمدار و خواتم غالب رجال دولت و اعيان مملكت و جميع سكه‌هاى تبريز از سرپنجهء آن استاد بزرگوار صادر گرديده . جميع حكاكها و نقارها و خطاطها را در قدرت و مهارت او حيرت است و به لقب حكاك‌باشيگرى به موجب فرمان مهر لمعان از جانب دولت ابد توأمان مفتخر بود . همانا در يكهزار و دويست و نود هجرى به سن هشتاد سالگى در تبريز رحلت نمود . برادرش حاج ميرزا حسن حكاك مقيم دار العلم شيراز نيز در هنرها برابر برادر بود . حاج ملا رجب اسطرلابى در تبريز به تجارت اشتغال داشت . ولى در هيئت و اسطرلاب به حد كمال بود . ملا هاشم كاشانى خويشتن را در نجوم غياث الدين جمشيد ثانى مىدانست و اين دعوى حقا كه بيمحل نبود . در حيات مرحومين ملا حسين منجم زنوزى و ملا حسن منجم محلاتى عمل استخراج و طبع تقاويم به معيت اين سه استاد عظيم بود و خواتم ايشان به پاى تقويمها مىخورد و بعد از فوت الحسنين اين كار به اين بزرگوار انحصار همى داشت تا آنكه ميرزا